داستان کودکانه دندون خیلی خیلی لق

the-very-wriggly-tooth-story-1

ماری به سمت مامانش دوید و گفت:

مامان! مامان! من یه دندون لق توی دهنم دارم!

این اولین دندون لق ماری بود! اون خیلی هیجان زده بود! یکمی هم ترسیده بود!

the-very-wriggly-tooth-story-2

مادر ماری گفت:

با زبونت تکونش بده ببینم!

ماری با زبونش دندونش رو تکون داد!

و تکون داد!

و تکون داد!

مادر ماری گفت:

دندونت هنوز برای افتادن آماده نیست! کمی صبر کن! خودش بالاخره شل میشه و میوفته!

the-very-wriggly-tooth-story-3

ماری به سمت باباش دوید و با هیجان گفت:

بابا! بابا! من یه دندون لق توی دهنم دارم!

پدر ماری با دستش آروم دندون لق ماری رو تکون داد و گفت:

دندونت هنوز برای افتادن آماده نیست! کمی صبر کن! خودش بالاخره شل میشه و میوفته!

the-very-wriggly-tooth-story-4

ولی ماری نمیخواست صبر کنه! اون با یه تیکه نخ بلند رفت توی اتاقش!

اون یه سر نخ رو به دندونش بست و سر دیگه رو به دستگیره‌ی در گره زد!

the-very-wriggly-tooth-story-5

ماری نشست روی زمین و صبر کرد!

صبر کرد!

صبر کرد!

و صبر کرد!

the-very-wriggly-tooth-story-6

ماری بالاخره از نشستن و صبر کردن و صبر کردن خسته شد!

اون گره نخ رو از دستیگره‌ی در باز کرد و با یک آه بلند روی تختش نشست!

the-very-wriggly-tooth-story-7

سارا، خواهر ماری، از در اومد تو و نخ رو دید! اون به ماری گفت:

این اصلا فکر خوبی نیست! چطوره که من نخ رو بکشم؟ این جوری دندونت سریع در میاد!

the-very-wriggly-tooth-story-8

سارا با دستش نخ رو گرفت!

ماری چشماش رو بست و دهنش رو باز کرد!

سارا خیلی محکم نخ رو کشید!

ماری داد زد:

آیییییییییییی!

سارا گفت:

دندونت هنوز برای افتادن آماده نیست! کمی صبر کن! خودش بالاخره شل میشه و میوفته!

the-very-wriggly-tooth-story-9

ماری گفت:

این دندون هیچوقت بیرون نمیاد!

مادر ماری گفت:

وقتی ما بچه بودیم، دندونمون که میوفتاد، اونو پرت میکردیم روی سقف تا آقا موشه اونو ببره و یک دونه دندون مثل مال خودش بهمون بده! آخه ما میخواییم که دندونمون مثل دندون موش‌ها محکم باشه!

ماری دوید بیرون و فریاد زد:

آقا موشه! آقا موشه! بیا این دندون محکم و قوی من برای تو! اگر دندون منو میخوای، بیا و خودت درش بیار!

the-very-wriggly-tooth-story-10

اون شب ماری خواب یک موش بزرگ رو دید که دندون‌هاش مثل الماس درخشان بود!

موش کوچولو کمی به ماری نگاه کرد و بعد دوید و توی سوراخش قایم شد!

the-very-wriggly-tooth-story-11

فردا صبح، به محض این که از خواب بیدار شد، خواست که دندونش رو با زبونش تکون بده!!

اما دندون سر جاش نبود!!

نکنه ماری دندونش رو قورت داده بود؟!

یا نکنه یه نفر وقتی ماری خواب بود، اومده بود و دندونش رو برده بود؟!

دندون ماری کجا بود؟

آهان! ایناهاش! دندون ماری کنار بالشت بود! ماری دندونش رو برداشت و سریع دوید بیرون!

the-very-wriggly-tooth-story-12

موش کوچولو! موش کوچولو! لطفا دندون منو ببر و یه دندون قوی و محکم جدید برای من بیار!

ماری دندونش رو پرت کرد روی سقف و دوید داخل خونه تا به مامانش بگه که دندونش افتاده!

the-very-wriggly-tooth-story-13
3.7/5 - (4 امتیاز)

مطالب مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
guest
4 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
یلدا جون
یلدا جون
24 روز قبل

عالی بود من نزدیک ۹ بار ابنو دارم میخونم

کابینی
کابینی
29 روز قبل

داستان خیلی خوبی بود .من برای دخترم خوندم خیلی خوشش اومد .
چون ۶ سالشه و از لق شدن دندوناش کمی ترس داشت .البته هر شب از این سایت براش. استان میخونم و ازتون بخاطر سایت خیلی خوبتون ممنونم .هرشز دخترم ووقع موابش ویگه مامان بریم موشیما.🙏💐🙏