داستان کودکانه دم‌های گره خورده!

tails-in-a-tangle-story-1

مامان سنجاب به بچه‌ سنجاب‌های کوچولو که با دم‌های پشمالوی فرفریشون توی لونه نشسته بودن گفت: بچه‌ها! دیگه وقتشه که پریدن و بالا رفتن از درخت رو یاد بگیرید!

Continue Reading

داستان کودکانه یک روز در شهربازی

a-day-at-the-carnival-story-1

هوراااا! امروز، روز شهربازی رفتنه! موش کوچولو فریاد میزنه: هوراااا! موش کوچولوتر داد میزنه: جووونمی جوووون! کوچولوترین موش از خوشحالی جیغ میکشه!

Continue Reading

داستان کودکانه کارهایی که من عاشقشونم

our-favorite-things-to-do-story-1

یک روز بنجامین و بچه کروکودیل که اسمش کرکی بود، داشتن با هم کناربرکه بازی میکردن. مامان کروکودیل هم داشت یک برنج و گوشت خوشمزه برای ناهار درست میکرد!

Continue Reading