قصه کودکانه لیا و شیشه‌ی پر از ستاره

lia-and-the-bottle-of-starlight-1

در یک شب پر از ستاره، لیا، که یک جن جادویی بود، در کنار جاده‌ی جنگلی، یک بطری پر از ستاره پیدا کرد که با نور ستاره‌ها میدرخشید! اون بطری برق میز و میدرخشید و پر از نورهای رنگی بود! دود‌های آبی و صورتی توی بطری میرقصیدن و میلغزیدن! اون بطری حسابی زیبا بود!

Continue Reading

داستان کودکانه ای کاش من…

i-wish-story-1

پیتر کوچولو، روی تختش نشسته بود! اون شب حسابی تاریک بود و نور ماه از توی پنجره به داخل اتاق میتابید! پیتر با خودش گفت: ای کاش… ای کاش من یک آدم دیگه بودم!

Continue Reading

داستان کودکانه جادوگر بدجنس

داستان کودکانه جادوگر بدجنس

یک روز مهراد به همراه موشیما در ساحل یک دریای زیبا  مشغول قدم زدن بودند. آب دریا آنقدر صاف و تمیز بود که می‌توانستند ماهی‌های داخل آب را به راحتی ببینند. نکته: این کتاب زیبا را شما نیز می‌توانید با اسم و عکس کارتونی فرزندتون سفارش داده و با این هدیه قهرمانی کودکتون رو ماندگار […]

Continue Reading

قصه کودکانه سفر به سیاره‌ی جنگول

kidnapped-to-planet-g-story-1

یک روز، فردریک جینگولیان پنجم که یکی از ساکنین سیاره‌ی جنگول بود، تصمیم گرفت که به سیاره‌ی زمین سفر کنه. اون سوار سفینه‌ی قشنگش شد و به سمت زمین حرکت کرد. اون وقتی به زمین رسید، میخواست روی پیاده رو فرود بیاد اما اشتباهی با صدای بنگ بلندی، به پنجره‌‌ی اتاق آرچی برخورد کرد!

Continue Reading

داستان کودکانه کوله پشتی خیلی خیلی ضروری

just-in-case-backpack-story-2

اون روز صبح، لیلی و مادرش میخواستن از خونه برن بیرون و لیلی داشت یک عالمه وسیله توی کوله پشتی لوازم ضروریش میذاشت! مادر آهی کشی و گفت: لیلی! مسابقه که نیست! چرا این قدر چیزای مختلف توی اون کیف میچپونی؟!

Continue Reading

قصه کودکانه ایستگاه هواشناسی وندی

wendis-weather-station-story-1

وندی حسابی ناراحت بود! اون به مادرش گفت: ولی مامان! این عادلانه نیست! تو قول دادی که امروز میریم صخره‌ نوردی! مادرش سرش رو تکون داد و گفت: ولی وندی! به آسمون نگاه کن! قراره که بارون بیاد! و باشگاه صخره نوردی هم توی پارکه و سقف نداره!

Continue Reading

داستان کودکانه کتاب بالای قفسه

the-book-on-the-top-shelf-story-1

هر روز قبل از مدرسه، جک جلوی قفسه‌ی کتاب اتاق پذیرایی می‌ایستاد و روی یک کتاب خاص تمرکز میکرد. اسم اون کتاب ” بزرگترین جستجوگردنیا” بود.

Continue Reading